تبليغاتX
زمستونی

اگه يه روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنشه ،چشماتو ببند

 واون لحظه ای که اون كس براي هميشه کنارت نباشه رو به خاطر بیار{مرگ} ،اگه چشمات

خیس شد ،بدون داری به خودت دروغ میگي

وهنوز دوسش داری

One day if you think absence of one is better that his existence, close

your eyes and imagine the moment that he isn’t with you for allwyse

{die} , if your eyes got wet, know that you are liar with yourself & you

 love him yet.

باور كنين ،به امتحانش مي ارزه

 

 

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام |

سر کلاس رياضي بود که استاد اومدو دو خط موازي کشيد خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد و عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد و تو دلش عاشقش شد، در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام |

 

بیا یک شب که برفی سخت می باره

سپیدی تا افقها می ره همراه تاریکی

خدا از لطف می پوشاند تن لخت درختان را

و دنیا بر تن خود می کشد رخت عروسان را

میان جامه ای دیبا، سپید و دلکش و زیبا

من و تو در کنار هم ، جدا از شهر و غوغای انسانها

بنوشیم از لبان هم شراب بوسه ای شیرین

زبان دیده بگشاییم و در دنیای خاموشی

برای سالهای دیگر ، توشه گیریم از نگاه هم

بیا یک شب که برفی سخت می باره

دویاره چون دو آهوی بیابانی

شبی را تا سحرگاهان ، به کنج خلوتی گرم از وجود هم

بپا سازیم جشن سالگرد عشق دیرین را...

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام |

گر روي از پيش چشمانم


 پير خواهم گشت ميدانم

 تو بمان در اوج خوشبختي

 من دعاگوي تو ميمانم

 

تقدیم به مسافر

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام |

 

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه


توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره


اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم


مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم


خیلی سخته بگی میرم ، وقتی می خوای که بمونی


وقتی می خوای تو خیالت ، شعرای قشنگ بخونی


من گذشتم از تو اما ، تو همیشه بهترینی


مثل اشکی واسه چشمام ، موندگاری و صمیمی


من می خواستم تو خیالم ، ازتو تا ابد بخونم


تنها باشم بی حضورت ، رازچشماتو بدونم


من می خواستم واسه دردام ، تنهایی خونه بسازم


با نت های مهربونیت ، شعرای قشنگ بسازم


می دونستم وقتی میرم ، دیگه تا ابد غریبم


حتی واسه چشم خیست ، بی وفاترین فریبم


شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم


بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم

 

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام |

تقصير تو نبود!


خودم نخواستم چراغ  قديمي خاطره ها خاموش شود!


خودم شعرهاي شبانه اشك را فراموش نكردم!


خودم كنار ِ آرزوي آمدنت اردو زدم!


حالا نه گريه هاي من ديني بر گردن تو دارند،


نه تو چيزي بدهكار ِ دلتنگي ِ اين همه ترانه اي!


خودم خواستم كه مثل زنبوري زرد،


بالهايم در كشاكش شهدها خسته شوند


و عسلهايم صبحانه كسي باشند،

كه هرگز نديدمش!


تنها آرزوي ساده ام اين بود،


كه در سفره صبحانه تو هم عسل باشد!


كه هر از گاهي كنار برگهاي كتابم بنشيني


و بعد از قرائت بارانها زير لب بگويي :


«يادت بخير! نگهبان گريان خاطره هاي خاموش


همين جمله،


براي بند زدن شيشه شكسته اين دل بي درمان،


كافي بود!


هنوز هم جاي قدمهاي تو،


بر چشم تمام ترانه هاست!


هنوز هم همنشين نام و امضاي مني!


ديگر تنها دلخوشي ام،


همين شكفتن شعله است!


همين تبلور بغض!


به خدا هنوز هم از ديدن تو


در پس پرده باران بي امان،


شاد مي شوم!


 

 راستی دیروز ۲۰ فروردین روز تولدم بود

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام

شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه...

دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه...

نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ...

نتونه اخرش برسه به يه بن بست ...



تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ...

اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه...

خيري از اسمون هم نديده

مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟!

بهش محل هم نداده تا رفته گريه كنه زود تر از اون بساط گريه اش رو پهن كرده تا كم نياره ...

خيلي سخته ادم خودش به تنهايي خو كنه اما دلي داشته باشه كه مدام از تنهايي بناله...

خيلي سخته ادم ندونه كدوم طرفيه؟!

خيلي سخته ادم احساس كنه خدا انو از بنده هايش جدا كرده ...

خيلي سخته ندوني وقتي داري با خدا درددل مي كني داره به حرفات گوش مي ده يا ...

پرده ي گناهات انقدر ضخيم شده كه صدات به خدا نمي رسه.... ؟!


 

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام

 

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني.... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه... باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم

 

 


True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب

حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه

 

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام

+ نوشته شده در و ساعت توسط پرهام